مشاوره دقیق در مسکو

مشاوره دقیق در مسکو

[ad_1]

به گزارش خبرگزاری برنا ، بهرام امیراحمدیان در ادامه یادداشت خود در روزنامه شرق اظهار داشت: از آنجا که بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان بر سر موضوع جمهوری آذربایجان که روسیه آتش بس را آغاز کرده است ، اختلافی وجود دارد. حتماً آقای امیر عبدالهیان در این سفر در این مورد صحبت کرده است.

موضوع دیگر همکاری راهبردی ایران و روسیه است. به نظر می رسد ایران تصمیم گرفته است در زمینه همکاری های استراتژیک با روسیه توافقنامه ای امضا کند که تاکنون ادعا شده است. در لحظه کنونی تاریخی ، این یک موضوع بسیار حساس است ، زیرا جمهوری اسلامی ایران معتقد است که بخشی از مسئله قفقاز مربوط به روسیه است و بنابراین باید در این زمینه با روسیه هماهنگ شود. توافق آتش بس که آنها سال گذشته امضا کردند یک سند حقوقی بین المللی نیست ، اما بین طرفین امضا شد و آنها با برقراری آتش بس موافقت کردند.

جنگ قره باغ و حل آن در دست گروه مینسک به رهبری ایالات متحده ، فرانسه و روسیه به نمایندگی از سازمان امنیت و همکاری در اروپا است. به غیر از مشارکت این گروه ، هیچ سندی که توسط شورای امنیت سازمان ملل امضا شود ، یک سند قانونی نیست. ماده 9 توافقنامه آتش بس ابتکار روسیه مبنی بر اختصاص کریدوری به نام لاچین برای ارتباط ارامنه قره باغ با ارمنستان شامل ارمنی های شهر خانکوندی که ادعا می شود آذربایجانی هستند و استپاناکرت که ادعا می شود آنها ارمنی هستند که باید توسط 2000 نیروی امنیتی پشتیبانی شوند. آنها از روسیه آمدند و در این منطقه مستقر شدند تا بتوانند با قلمرو ارمنستان ارتباط برقرار کنند.

نکته این است که گفته می شود در مقابل دالانی که جمهوری آذربایجان از ارمنستان از قره باغ تهیه کرده است ، کریدور لاچین ، که باید از طریق آن وارد قلمرو اصلی ارمنستان شوند ، ممکن است در قسمت جنوبی ارمنستان در اختیار جمهوری آذربایجان قرار گرفت. ممکن است با قلمرو خارجی آن ، که جمهوری خودمختار نخجوان است و توسط قلمرو جمهوری آذربایجان از قلمرو اصلی جمهوری آذربایجان جدا شده است ، مرتبط باشد.

در آن زمان ، آقای پاشینیان ، نخست وزیر ارمنستان ، ماده 9 را نپذیرفت و همچنان باقی ماند و جمهوری آذربایجان اعلام کرد که باید در آنجا کریدور ترانزیتی ایجاد شود که از طریق آن ترکیه از طریق نخجوان وارد ارمنستان شده و جمهوری شد. آذربایجان و رسیدن مستقیم به باکو و رسیدن به آسیای مرکزی از باکو از طریق دریای خزر ، و تبلیغات زیادی برای این راهرو انجام شد. اما بر اساس تعریف بین المللی یک راهرو ، یک راهرو به طور قانونی متعلق به کشوری است که راهرو در آن قرار دارد. این بدان معنا نیست که راهرو خاک کسی است که می خواهد از آن استفاده کند. زیرا دو ورودی و خروجی کریدور تحت حاکمیت کشورهایی است که در آن قرار دارد و نقاط ورود و خروج آن کاملاً تحت کنترل گمرک و مرز این کشور که ارمنستان است ، قرار دارد.

تاکنون جمهوری آذربایجان از خاک ایران برای اتصال دو کشور استفاده می کرده است. یعنی از نخجوان آمدند ، وارد خاک ایران شدند و از خاک ایران گذشتند و به قسمت بعدی مسیر که قلمرو اصلی جمهوری آذربایجان بود رسیدند. در دهه 1930 که جمهوری آذربایجان از این راهرو استفاده می کرد ، کامیون های آن به راحتی رفت و آمد می کردند و ما هیچ وظیفه ای دریافت نمی کردیم. با این حال ، در شرایط فعلی ، هنگامی که ایران از راههای ارمنستان به شمال و قفقاز استفاده می کند ، بخشی از این جاده در زمان اشغال این کریدور و اشغال قره باغ ، که از گوریس تا کاپان است ، در این منطقه قرار داشت. حدود 25 کیلومتر است و از آنجایی که کامیون های ایرانی مجبور بودند حتی در حال حاضر که جمهوری آذربایجان از حاکمیت خود استفاده کرده است حرکت کنند ، هزینه حمل و نقل را از ایرانیان دریافت می کند که گفته می شود حدود 130 دلار است. وی همچنین دو کامیون ایرانی عبوری را بازداشت کرد.

باید به جمهوری آذربایجان گفته شود که شما 30 سال از خاک ایران استفاده کرده اید و این اتفاق نیفتاده است. چگونه ممکن است حق ترانزیت را از کامیون های خود که در حال عبور هستند بگیریم و دو کامیون را دستگیر کنیم؟ اینجا چه جور محله ای است؟ مرگ و زندگی نخجوان در این دوران به ایران بستگی داشت. آقای امیر عبدالهیان ، طبیعی است که وی این موضوعات را در آنجا مطرح کرد و به لاوروف و مقامات روسی گفت که شما که روابط خوبی با جمهوری آذربایجان دارید و با ارمنستان رابطه دارید و حتی با ارمنستان در یک توافق امنیتی جمعی هستید ، مطبوعات آنها بگذارید این مشکل را حل کنند. اکنون ایران از طریق پیمانکاران ایرانی و وزارت راه آماده است تا به سرعت میانبرهایی را در این زمینه در پیش گرفته و راه را هموار کند. این یک موضوع کلیدی در مذاکرات ایران و روسیه است.

مساله افغانستان نیز وجود دارد ، زیرا یکی از کشورهای خارجی و قدرتهای منطقه ای که در طول مبارزه طالبان با دولت مرکزی افغانستان در مشروعیت بخشیدن به طالبان همراه با ایالات متحده نقش داشته است ، خود روسیه بوده است. اکنون که روسیه توانسته طالبان را در زمان حکومت مرکزی در افغانستان دعوت کند ، می تواند بر طالبان تأثیر بگذارد. اگر آنها می خواهند طالبان را شناسایی کنند ، این شرطی است که می توانند با آن موافقت کنند. این چیزی است که می توان در آنجا درباره آن صحبت کرد.

سومین و نکته اساسی تر ، موضوع خود برجام است و به نظر می رسد در شرایط حساس کنونی ، بخش مهمی از مذاکرات به بازگشت ایران به مذاکرات برجام بستگی دارد. زیرا آقای بلینکن نیز برای ادامه گفت وگوی تلفنی با لاوروف داشت. با وجود این موضوعات ، وزیر امور خارجه در شرایط خوبی به مسکو رفت و اینها مسائلی است که واقعاً برای ایران و اوضاع منطقه حیاتی است.

اینها موضوعات بسیار حساسی است که در حال حاضر در اطراف ما وجود دارد. از یک سو ، ایران به طور غیر مستقیم با عربستان مذاکره می کند ، ما با طالبان مشکل داریم و جمهوری آذربایجان و ارمنستان شرایط بسیار حساسی را در منطقه قفقاز ایجاد کرده اند. در حال حاضر مشخص نیست که وی پس از ترک پست چه کار خواهد کرد. پس از اتخاذ چنین ابتکاری ، رفتن آنها برای آنها مهم و ضروری است ، زیرا در دولت سیزدهم اولویت سیاست خارجی برخورد با مشکلات کشورهای همسایه است. افغانستان ، عراق و مسئله جمهوری آذربایجان و قفقاز بسیار مهم است.
پیش بینی او برای حل مشکل قفقاز ابتکار 3 + 3 بود. ابتکار 3 + 3 به معنی سه کشور منطقه قفقاز ، یعنی جمهوری آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان ، به علاوه ایران ، روسیه و ترکیه ، به عنوان نیروهای همسایه در منطقه این ابتکار پیشنهاد شده است و روسیه برای آن تلاش می کند ، اما اخیراً رئیس جمهور جمهوری آذربایجان اعلام کرد که 2 + 2 یعنی روسیه ، ترکیه ، ارمنستان و جمهوری آذربایجان را می خواهد. گرجستان همچنین گفته است که در صورت حضور روسیه در هیچ ائتلافی شرکت نخواهد کرد. زیرا ادعا می شود که روسیه دو قسمت از خاک آنها را اشغال کرده است. موضوع بحث برانگیز این است که چگونه ابتکاری که آنها می خواهند در مورد آن بحث کنند در نهایت به توافقات امنیتی در منطقه منجر می شود و لاوروف گفت ما علاقه مند به تعریف مکانیسم توافق نامه های امنیتی در منطقه هستیم. اینها موضوعات بسیار مهمی هستند که باید مورد بحث قرار گیرند تا ببینیم به کجا می روند.

جمهوری اسلامی ایران نسبت به مرزهای شمال غربی خود به ویژه روابط جمهوری آذربایجان با اسرائیل حساس است. زمانی جمهوری آذربایجان از این بهانه استفاده می کرد که شما با ارمنستان که دشمن ما است روابط دارید و ما همچنین می خواهیم با اسرائیل که دشمن شما است روابط داشته باشیم. یعنی آنها در واقع در مورد توازن قوا بحث می کردند. اما نکته این است که ما ارمنستان را همسایه می دیدیم و وزن ارمنستان و جمهوری آذربایجان برای ما یکسان بود. زیرا همانطور که گفتم ، اگر به ارمنستان پلی روی رودخانه ارس می دادیم و ارمنستان از طریق آن به ایران متصل می شد ، سال ها قلمرو خود را به آذربایجان می دادیم. به نظر من ، این ناسپاسی دولت جمهوری آذربایجان به ایران است. ما کمک های بشردوستانه زیادی به جمهوری آذربایجان ارائه کرده ایم. ما در حال تبادل گاز آذربایجان با نخجوان هستیم. به نظر می رسد که ما از ابزارهایی که در اختیار داریم به خوبی استفاده نکرده ایم. ما قدرت اعمال اراده خود را داریم و باید این را به جمهوری آذربایجان نشان دهیم.
با این حال ، نتیجه این است که ایران اصلاً جنگ نمی خواهد. مشکل زمانی آغاز شد که ترکیه ، جمهوری آذربایجان و پاکستان در این منطقه مانور دادند. توجیه آنها این بود که ترکیه و پاکستان کشورهایی هستند که اشغال قره باغ توسط ارمنستان را نمی پذیرند و با ارمنستان روابط دیپلماتیک برقرار نمی کنند. اما ما می گوییم که شما از منطقه فراتر رفته اید و کشوری متخاصم را به مرزهای ما رسانده اید. ما همسایگان ارمنستان هستیم. اگر ما با آنها ارتباط داریم ، به این دلیل است که ما مرز مشترکی داریم و می خواهیم از آن استفاده کنیم. ما با مردم کار می کنیم.

موضوع دیگر این است که اگر آنها بخواهند ایران را شرمنده کنند ، زیرا گرجستان اخیراً محدودیت هایی وضع کرده است ، ایران کشوری محصور در خشکی نیست. ایران کشوری بزرگ با 2040 کیلومتر مرز آبی در جنوب است. ایران می تواند از طریق دریای خزر از طریق روسیه و آسیای مرکزی با جهان ارتباط برقرار کند. هیچ محدودیتی برای ایران وجود ندارد. این یک محدودیت برای آذربایجان است. اگر جمهوری آذربایجان بخواهد مشکلاتی را ایجاد کند ، به دنبال انجام کار خود از طریق ترکیه است ، اما با ترکیه شرایط کاملاً برای آن مناسب نیست ، زیرا اگر بخواهد نخجوان را ترک کند ، محدودیت هایی دارد و ایران می تواند آن را متوقف کند و مسیر زمینی خیر و مستثنی نیست. در آن زمان فقط نخجوان باقی مانده بود که بخش کوچکی بدون یک میلیون نفر جمعیت است. سپس می توانیم از طریق روسیه با اروپا ارتباط برقرار کنیم. ما یک خط راه آهن در شرق دریای خزر داریم. به نظر من جمهوری آذربایجان قربانی این حادثه است. جمهوری آذربایجان با تکیه بر ترکیه و گرجستان می خواهد معادلات منطقه ای را زیر پا بگذارد اما این اشتباه است و این قدرت و پتانسیل را ندارد. طبیعتاً مخالفت دولت در کشور او وجود خواهد داشت. بهترین راه مذاکره و حل مشکل است. بعید به نظر می رسد که جنگی رخ دهد. از آنجا که نه جمهوری اسلامی ایران علاقه ای به مبارزه با جمهوری آذربایجان دارد که یک دولت شیعه مسلمان و دومین دولت شیعه در جهان است ، و نه جمهوری آذربایجان این فرصت را دارد. ترکیه ممکن است وارد این معادله شود و سعی کند کار را خراب کند ، اما ترکیه همچنین می داند که در سخت ترین شرایطی که آقای اردوغان و حزبش در ترکیه هستند خودکشی نخواهد کرد. ما فکر نمی کنیم که جنگی رخ دهد ، زیرا روسیه نیز به صحنه می آید و درگیری را کاهش می دهد.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *